اکوسیستمِ کمی سرکاری

۵ سال پیش، در دانشگاه گیلان با پدیده‌ای به اسم آخر هفته با استارت آپ یا همان استارت آپ ویکند فرنگی‌ها آشنا شدم. آن زمان برایم جالب بود که بدانم اساساً چنین رویدادی به چه صورت هست. همه چیز جدید بود و به نظر می‌رسید یک فرهنگ جدیدی در دنیای کسب‌وکار در حال ورود به زندگی ما است. بعدها فهمیدم این فرهنگ، فرهنگ اکوسیستمِ نوآوری و فرهنگ استارت آپی یا شرکت‌های نوپا است و زادگاه آن هم دره سیلیکون آمریکایی‌ها است. آن زمان این رویداد غالباً رنگ و بوی فناوری اطلاعات و دنیای دیجیتال را داشت، من هم به دلیل علاقه‌ام به این حوزه پیگیر‌ه‌اش شدم. سال‌های اخیر که خودم وارد این اکوسیستم شدم و وارد رشته تخصصی آن هم شدم، کمی درباره عمق این داستان بیشتر تحقیق کردم و آن را فهمیدم. در این نوشته می‌خواهم به برداشت خود از این فضا بپردازم و نقد خود را به آن ارائه کنم.

دورهمی با فناوری

رویدادهای زیادی در کشورمان از جنس استارت آپ ویکند برگزار می‌شوند. جوان‌ها و علاقه‌مندان به تکنولوژی و فناوری اطلاعات دور هم جمع می‌شوند، نسکافه‌ و کیکی می‌خورند و درباره شرکت‌های نوپا صحبت می‌کنند. نگاهی به تمامی این رویدادها در ایران که می‌انداختم، دستاوردی پیدا نکردم. به این معنی که تا به حال نشده که یک شرکتی مانند توییتر که از دل همین دورهمی‌ها به وجود آمده است، در ایران هم به وجود بیاید. توییتر خیلی بزرگ است؛ خیلی خیلی کوچکتر از توییتر هم از دل این رویدادها به وجود نیامده است. کمی بیشتر که فکر کردم، به ذهنم رسید که شاید این دورهمی‌ها صرفاً محل شوخی و خنده و دید و بازدید جوانان و نوجوانان علاقه‌مند و محل درآمد عده‌ای برگزارکننده رویداد باشد. برای تقویت فرضم، بیشتر تحقیق کردم.

کارزار مهندس‌ها و اقتصاد نخوانده‌ها

اکوسیستم فناوری اطلاعات در ایران بیشتر جنس فنی دارد. به این معنی که کسانی وارد کار می‌شوند که کدنویس هستند و یا طراحان فنی حرفه‌ای هستند. زمانی که شما وارد اکوسیستم استارت‌آپی می‌شوید، باید کسب‌وکار یا بیزینس بلد باشید. لازمه دانستن کسب‌وکار، اقتصاد است. وقتی در یکی از این رویدادهای استارت‌آپی بودم، یک اپلیکیشنی ارائه شد که به خوبی کار می‌کرد و بسیار حرفه‌ای طراحی شده بود. یکی از داوران پرسید که این طرح چطوری پول در می‌آورد؟ سازندگان اپلیکیشن بُهت‌زده ماندند و دائم از خوبی فنی اپلیکیشن تعریف می‌کردند؛ اما این برای ما نان نمی‌شود! حال، دید اقتصاد می‌تواند فراتر از این برود و بگوییم که چرا اصلاً باید سمت فناوری اطلاعات برویم و اپلیکیشن یا برنامک؟ آیا همان سرمایه که در این حوزه خرج می‌شود، از نظر اقتصادی قابل توجیه است؟ آیا در سطح کلان نمی‌توان با این سرمایه در حوزه دیگری که بیشتر در کشور شناخته شده است و ریسک بسیار کمتری دارد به درآمد رسید؟  نکته قابل توجه اینجا این است که هزینه راه‌اندازی بنگاه‌های آی تی شاید پایین باشد، اما به تجربه خواهیم فهمید که هزینه نگهداری آن به شدت بالاتر از یک کارخانه تولید خودرو است. نکته مهم این است که حتی این هزینه نگهداری گاهاً باید یک‌جا پرداخت شود و نیاز به نقدینگی بسیار بالا است. این‌ها همگی متغیرهایی است که ریسک سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات را در ایران بالا می‌برد و نتیجه می‌شود آخرین گزارشی که شرکت مشاوره مک‌کینزی درباره فضای فناوری اطلاعات می‌دهد و درآمد به ازای هر کاربر را ۳.۵ دلار اعلام می‌کند که فاصله بسیار زیادی با میانگین جهانی دارد و فضا را پُرضرر اعلام می‌کند.

بیکاری و پر کردن اوقات فراغت

معضل بیکاری در ایران خیلی وقت است وجود دارد و بسیار جدی است. با توجه به فارغ‌التحصیل‌های بسیار زیاد فنی در ایران و عدم وجود بازار کار، تزریق بخشی از سرمایه برای مشغول نگه‌ داشتن جوانان ایده بدی به نظر نمی‌رسد. درواقع دولت با وام‌های خرد که بدترین مکانیزم حمایت کسب‌وکار است، کمک‌ هزینه‌های کارآفرینی، جریان دانش‌بنیانی و غیره، درحال خریدن وقت برای بهبود اوضاع بیکاری است. این مکانیزم‌ها، توهم فضای فنی شرکت‌های نوپا را برای پیشرفت و رویاسازی تقویت می‌کند و این اکوسیستمِ کمی‌ سرکاری، بزرگت‌تر و بزرگ‌تر می‌شود.

در نهایت باید گفت، فضای شرکت‌های نوپا در فضای فناوری اطلاعات در کشور کمی غلط‌انداز است. البته این به منظور نامناسب بودن این حوزه برای کسب‌وکار نیست،‌ بلکه منظور نوع نگاه ما به این فضا است. فناوری اطلاعات هم مانند باقی کسب‌وکارها به دو دو تا چهارتا نیاز دارد. درواقع باید دید بازاری و اقتصادی را در دل کارها بگنجانیم. اکوسیستم فناوری اطلاعات کشور اسیر دید فنی و کدنویسی و مهندسان شده که این یک نقطه ضعف بزرگ در این فضا است. همیشه مهندس بودن و فنی بودن، برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق کافی نیست. راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق در این حوزه، به یک دید مدیریتی و کارآفرینی و با کمی جهت‌گیری فنی کم‌تر نیاز دارد.

4
اشتراک‌گذاری

۱ دیدگاه

  1. ایمان

    خیلی خوب گفتی!
    همون مگا پروژه های ایران هم توجیه اقتصادی ندارن و با زور رانت و یارانه دارن روزگار میگذرانند؛ چه برسه به این ها…
    نگاه غلطه…نگاه رو درست کنیم…افرین!

ارسال پاسخ