چرا نمی‌توانیم با تلگرام رقابت کنیم؟

این روزها بحث‌های زیادی بر سر فیلترینگ تلگرام و جایگزینی پیام‌رسان‌های داخلی مانند سروش است. در ابتدا باید عرض کنم که، ماهیت انجام این کار و داشتن یک پیام‌رسان داخلی، امری صحیح و از نظر امنیتی لازم است. اما بحثی که در اینجا وجود دارد، نگاه ساده‌انگارانه مسئولین به پدیده «شبکه اجتماعی» و اپلیکیشن‌های پیام‌رسان است. در این یادداشت، می‌خواهم توضیح بدهم که چرا فعلاً توان رقابت با امثال تلگرام و واتس‌اپ را نداریم و نمی‌توانیم شبیه به آن‌ها شویم.
اصولاً شبکه‌های اجتماعی در بستر پلتفرم‌های تلفن همراه یا وب، در سه بُعد توسعه پیدا می‌کنند. این سه بعد شامل «بُعد فنی توسعه نرم‌افزاری»، «بُعد زیرساختی» و «بعد فرهنگی و شبکه انسانی» می‌شود. نگاهی به این سه بُعد در فضای کشور می‌تواند یک سری مسائل را روشن کند.

۱. بُعد فنی و توسعه‌ نرم‌افزاری

قسمت ابتدایی و ظاهری مسئله بعد فنی و نرم‌افزاری آن است. به زبان ساده، یعنی اینکه بتوانیم یک اپلیکیشنی مانند تلگرام یا واتس‌اپ را بسازیم! یک واقعیت درباره اپلیکیشن‌هایی مانند تلگرام وجود دارد این است که «تلگرام متن‌باز است». یعنی هر توسعه‌دهنده مبتدی با اندک آشنایی فنی می‌تواند کدهای پلتفرم شبیه به تلگرام را دانلود کند و یک اپلیکیشن مانند تلگرام روانه بازار کند! اگر یک نگاه ساده به اپلیکیشن‌های موجود در فروشگاه‌های ایرانی مانند کافه‌ بازار بی‌اندازید، با اپلیکیشن‌هایی مانند موبوگرام، تلگرام فارسی، تلگرام صورتی و … مواجه می‌شوید که دقیقاً همانند تلگرام اصلی هستند. حتی در برخی موارد امکانات بیشتری هم به آن افزوده‌اند! بنابراین، توسعه «فنی و نرم‌افزاری» اپلیکیشنی شبیه به تلگرام، کار بسیار راحتی است!

۲. بُعد زیرساختی

یک جنبه اساسی و پنهان پروژه‌های پیام‌رسان همین بُعد است. هرقدر که ظاهر قضیه و توسعه نرم‌افزاری ساده باشد، بُعد زیرساختی پیام‌رسان‌ها محل پیچیده شدن این پروژه است. اصولاً شبکه‌های اجتماعی به دلیل استفاده همزمان میلیون‌ها نفر آدم به زیرساختی تنومند نیازمند هستند. کشور ایران اصولا در حوزه زیرساخت فناوری اطلاعات سال‌ها عقب است. این عقب‌ماندگی از دو بعد تکنولوژی و فکری است. از نظر تکنولوژی، کشورهای رهبر دنیا مانند روسیه و آمریکا به سمت رایانش ابری (Cloud Computing) رفته‌اند و بحث هم‌زمانی کاربران و بارکاری را از نظر زیرساختی حل کرده‌اند. در بُعد فکری هم اصولا نیروی انسانی با دانش کافی در حوزه زیرساخت و رایانش ابری در کشور ما وجود ندارد و یا اگر وجود دارند، مهاجر کشورهایی نظیر آمریکا هستند. بنابراین، جنبه زیرساختی یکی از چالش‌های بزرگ و پرهزینه برای توسعه این پیام‌رسان‌ها است که مدت زمان شاید طولانی نیاز دارد تا بتوانیم این عقب‌ماندگی را رفع کنیم.

۳. بُعد فرهنگی و شبکه انسانی

آخرین بُعدی که می‌توانیم درباره آن صحبت کنیم، اعتماد مردم به پیام‌رسان‌های داخلی است. اصولا زمانی که بهترین پیام‌رسان داخلی هم وجود داشته باشد، مردم باید نسبت به حفظ حریم شخصی خود مطمئن باشند. ایجاد این اعتماد نیازمند استراتژی‌های در سطح کلان است. یکی از بدترین استراتژی‌هایی که می‌تواند اخذ کرد، فیلتر کردن شبکه اجتماعی دیگر به بهانه جایگزینی شبکه اجتماعی داخلی است. این اولین قدم در راستای بی‌اعتماد کردن مردم است!

 

زمانی که یک مسئول رده یک کشور درباره جایگزینی شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌کند، انتظار است تمامی این ابعاد را ببیند. بعد اول که بیشتر مورد توجه همگان هست، ساده‌ترین قسمت ایجاد یک پیام‌رسان داخلی است. موارد دوم و سوم، سخت‌ترین این پروژه هستند. ایجاد زیرساخت و فرهنگ یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و نیازمند زمان است. همچنین، توسعه یک پیام‌رسان داخلی نباید یک پروژه امنیتی تلقی شود؛ بلکه یک پروژه سطح یک فناوری اطلاعات است که نیاز به نیروی انسانی دانشمند در این حوزه را دارد.

3
اشتراک‌گذاری

۱ دیدگاه

  1. ایمان

    این اعتماد باید در حدی باشه که غیر ایرانی هاههم بهش بپیوندند!
    بخاطر اثر شبکه ای…بسیار مهمه

ارسال پاسخ