داستان پیام‌رسان سروش، طرح اپل و خیابان جمهوری

این روزها اکثر وقت‌مان در فضای مجازی صرف پیام‌رسان‌ تلگرام یا برنامک‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و توییتر و غیره می‌شود. مشغول چک کردن تلگرام خود بودم٬ جمعی از دوستان «پیام‌رسان سروش» را معرفی کردند که گویا یک نسخه ایرانی از جنس شبکه‌های اجتماعی پیام‌رسانی است و به هدف جایگزینی تلگرام پا به عرصه وجودی گذاشته است. کنجکاو شدم و برنامک سروش را نصب و راه‌اندازی کردم. بعد از استفاده از این برنامک، به سرم زد یک متنی درباره‌اش بنویسم و منتشر کنم.

برخورد اول

به شخصه فنی نیستم، اما برخورد اولم از پیام‌رسان از نظر فنی جالب نبود. در همان صفحه ابتدایی و ثبت‌نام، چند گاف گرافیکی و فنی و همچنین باگ‌های ریز و درشت و کند بودن برنامک، ذوق و شوق را از شما می‌گیرد. به هرحال شماره را دادیم و وارد شدیم. به عادت همه ایرانی‌ها، ابتدای امر باید از خود تعریف کنیم و خودمان را به زور به حریف تحمیل کنیم‌. سروش هم در همان ابتدا شما را عضو کانال خودش می‌کند؛ چه بخواهید، چه نخواهید! فضای گرافیکی داخل برنامک هم از نظر من چنگی به دل نمی‌زد‌. ساده، بی‌روح و تقلیدی! به طور کلی٬ برخورد اولم با سروش جان٬ گرم و صمیمی نبود و منتظر بودم یک‌جایی مرا به خود علاقه‌مند کند.

برخوردهای بعدی

تصمیم گرفتم به برنامک سروش امیدوار بمانم و بیشتر بشناسم‌اش. به اینترنت که وصل می‌شدم، تا آقا سروش به خود بیاید، تلگرام پانصد و اندی پیام برایم اطلاع‌رسانی می‌کرد. تازه باید در نظر بگیرید پیام‌رسان سروشی که در دستگاه بنده نصب است، شامل شش، هفتا مخاطب و خالی از پیام بود! این سرعت در بروزرسانی، کمی ناامیدکننده بود. در قسمت پروفایل هم با کمی ایده‌برداری از تلگرام، کمی از واتس‌اپ و کمی از فیس‌بوک، سروش جان یک شترگاوپلنگی برای خود ساخته بود که از نظر طراحی گرافیکی غیرحرفه‌ای و از نظر تجربه کاربری، سطح پایین بود.
به نسبت خلوت بودن (تعداد کم کاربران در حال حاضر)، سرعت پیام‌رسان هم چنگی به دل نمی‌زد. از این جنس موارد بسیار زیاد هستند که محل گفتن‌اش فرصت ویژه می‌طلبد. سعی خواهم کرد با کمک دوستان مهندس و همچنین از دید بازار، با نگاهی دقیق‌تر در نوشته‌ای دیگر به این داستان بپردازم.

نتیجه‌گیری

حرف اولم را در آخر می‌زنم. واقعیت ماجرا، سروش مرا یاد طرح‌های قلابی گوشی‌های اپل که در خیابان جمهوری می‌فروشند می‌اندازد. گوشی‌هایی که از نظر ظاهر از دور شبیه به آیفون هستند، اما وقتی نزدیک‌تر می‌شویم می‌بینیم که این کجا و آن کجا! سروش ناشیانه و با کیفیت بسیار پایین تلگرام را کپی کرده است. این کپی هم صرفا به ظاهر برنامک برمی‌گردد و دوستان سروشی٬ غافل از زیرساخت‌های لازم٬ تیم مدیریتی که پشت تلگرام است و مدیریت چابک بی‌نظیر تلگرام هستند. کل این ماجرا به منظور زیرسوال بردن تلاش دوستان سروشی نیست؛ بلکه خلاصه کلام این است که برای برداشتن قدم بزرگی مانند ساخت یک شبکه اجتماعی ملی، باید بزرگ فکر کرد، بزرگ برنامه‌ریزی کرد و از نیروی انسانی باهوش، توانمند و کارآمد برای پیاده‌سازی آن استفاده کرد. در نتیجه، به شخصه سروش را پیام‌رسان ملی نمی‌دانم، چرا که پیام‌رسان ملی کشور ایران، قطعا از استانداردهای بالاتری برخوردا خواهد بود.

3
اشتراک‌گذاری

۱ دیدگاه

  1. سلام برادر؛

    سروش، همان ساینای همراه اول است که دوباره بَزک شده است و در ازای یکی دو میلیاردِ ناقابل، به سیمای محترم غالب شده است. جناب اخوان، بسیار تلاش کرد که سروش را در بطن برنامه‌های پُربیننده مانند نَود و خندوانه و امثالهم جاری کند که تیرش به سنگ خورد. تلاش‌شان قابل ستایش است، منتهی، متولیان امر که من و شما می‌شناسیم‌شان، سوراخ دعا را اشتباه گرفته‌اند و می‌دانم و می‌دانید که تیرشان به سنگ خواهد خورد.

    این دولت و ملتی که من می‌شناسم، وِل‌کُنِ تلگرام و اینستاگرام و وایبر و امثالهم نمی‌شود. نه این‌که، جا برای پیام‌رسان وطنی تنگ است نه، اما این راهی که می‌روند (با هر نیتی که دارند) به تُرکستان ختم می‌شود. هر کاری، راهی دارد!

    عزت زیاد!

ارسال پاسخ