نه همین لباس زیباست، نشان آدمی‌ات!

قبلاً‌ها که نوجوان‌تر بودم، تب طراحی سایت سراغ من و خیلی از هم سن‌وسال‌های من آمده بود. دلایل مختلفی هم داشت. اینکه کدنویسی به عنوان یک مهارت پول‌آور مطرح بود و اینکه ساخت یک سایت از جذابیت‌های خاصی برخوردار بود؛ حس خالق بودن به آدم دست می‌داد! یادم هست برای اولین بار که می‌خواستم برای یک گروه پژوهشی طراحی سایت کنم، خیلی فکر می‌کردم که چه طرحی بزنم که چشم‌هایشان گِرد شود!‌ دنبال زرق و برق بودم و اینکه تا می‌توانم به ویژگی‌های وب‌سایت اضافه کنم. این کار خیلی زمان‌بَر و انرژی‌بَر بود. در آخر وقتی که وب‌سایت طراحی می‌شد، در نگاه اول برای مشتری جذاب بود، ولی بعد مدتی مشاهده می‌شد که برای مخاطب جذاب نیست. دلیلش را هم نمی‌فهمیدم. همه چیز خوب پیش می‌رفت و یک وب‌سایت که از نظر فنی و ظاهری بسیار قوی بود تحویل داده می‌شد، ولی مشتری را به خرید یا استفاده از وب‌سایت وادار نمی‌کرد. این فقط تجربه من نیست. بعدها که بیشتر وارد این وادیه شدم، دیدم که خیلی از طراحان حرفه‌ای وب‌سایت و حتی شرکت‌های حرفه‌ای کسب‌وکار دیجیتال همین مشکل را دارند. به راستی دلیل چیست؟ اولین هاله در ذهن من برای پاسخ به این سوال در یکی از کلا‌س‌های کارشناسی ارشد (تجاری‌سازی) پیدا شد. بیایید یکم یک بحث تئوریک، که مبنای مباحثی مثل تجربه‌ کاربری (UX) است، را باز کنیم.

مدل پذیرش تکنولوژی (TAM)

مدل پذیرش تکنولوژی (Technology Acceptance Model) درواقع یک مدل در دنیای سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری است که نشان می‌دهد چگونه یک کاربر یک فناوری را قبول می‌کند و پیرو آن استفاده می‌کند. این مدل بیان می‌کند که زمانی که یک فرد با یک تکنولوژی روبه‌رو می‌شود، تعدادی از عوامل هستند که روی تصمیم در استفاده از فناوری تاثیرگذار هستند. یعنی زمانی که شما می‌خواهید از یک وب‌سایت استفاده کنید، قبل آن عواملی وجود دارند که در پس ذهن شما بر تصمیم شما اثر می‌گذارند.

technology_acceptance_model

تصویری که می‌بینید، اولین و ساده‌تر مدل پذیرش تکنولوژی است که توسط دیویس در سال ۱۹۸۹ مطرح شد. درواقع نمودار به ما می‌گوید که قبل از استفاده از یک تکنولوژی (Actual System Use)،‌ کاربر عوامل خارجی را در ذهن‌اش بررسی می‌کند. اینکه آیا واقعاً این فناوری به درد من می‌خورد؟ یعنی این فناوری در آسانی خرید تاثیر دارد؟ یا اینکه این فناوری به ارتقای من در شغلم کمک می‌کند؟ اینکه اگر به دردم بخورد، می‌توانم به راحتی از آن استفاده کنم؟ چقدر فناوری پیچیده است؟ این افکار درباره فناوری، نوع رفتار ما درباره فناوری را شکل می‌دهد و در آخر ما تصمیمی می‌گیریم که آیا از این فناوری استفاده کنیم یا خیر. به تبع هرچه زمان پاسخ به این سوالات سریع‌تر باشد، کاربر سریع‌تر از سیستم استفاده خواهد کرد. مثلاً در یک کسب‌وکار دیجتالی، باید سعی کنیم منظورمان را از کسب‌وکار سریع به مشتری برسانیم (به چه دردی می‌خوریم) و تا حد امکان محل کسب‌وکارمان (وب‌سایت یا برنامه موبایلی) ساده باشد تا بتوانیم مخاطب را قبل از پیشمان شدن به استفاده برسانیم. حال می‌خواهم با مثال‌هایی در این زمینه این تئوری را برای‌تان باز کنم.

ساده‌ترین زیبای دنیا

چند وقت پیش با وب‌سایتی آشنا شدم به اسم Craigslis. در واقع کریگ اسم یک بنده‌خدایی است که در سال ۱۹۹۵ یک وب‌سایتی را طراحی کرده است برای دل خودش!‌ از ویژگی‌های مهم این وب‌سایت این است که همیشه بین ۱۰ وب‌سایت برتر آمریکا و دنیا بوده است. این وب‌سایت در حوزه ریتینگ (Rating) خدمات،‌ خرید و فروش و یک عالم چیز دیگر فعال است. تعداد کمی هم نیروی انسانی دارد و سالی حول و حوش ۱.۵ میلیون دلار گردش مالی دارد. از یک بنده‌خدایی که در آمریکا زندگی می‌کرد شنیدم که مردم آمریکا برای خرید خانه،‌ تعمیرات خانه، اجاره خانه، ماشین و حتی ازدواج به این وب‌سایت مراجعه می‌کنند! حتی در برخی مقالات خوانده بودم که این وب‌سایت به همراه فیس‌بوک از جمله وب‌سایت‌هایی هستند که اگر نیم ساعت قطع شوند، آمریکا بهم می‌ریزد! این وب‌سایت از ساده‌ترین نوع و حداقلی‌ترین نوع طراحی وب‌سایت استفاده کرده است. وقتی شما وارد فضای وب‌سایت می‌شوید، از هیچ کار گرافیکی خبری نیست. این بارزترین مثال برای نمودار پذیرش تکنولوژی است. کریگ خیلی واضح منظور خود را از وب‌سایت خود به مخاطبان گفته است و مخاطب به راحتی متوجه می‌شود که این وب‌سایت به چه دردی می‌خورد. گریک بیان می‌کند که وب‌سایت او یک بوم نقاشی و یا یک انیمیشن نیست. وب‌سایت او جایی برای درج نیازمندی‌ها است. هم‌چنین گریک انقدر وب‌سایت خود را ساده ساخته که هر کاربر با هرسواد دیجیتالی با ساده‌ترین تلفن همراه می‌تواند از آن استفاده کند. کریگ دقیقاً نمودار پذیرش تکنولوژی را فهمیده است. نمونه‌های داخلی برای این مدل هم داریم. دو اپلیکیشن دیوار و شیپور که در حوزه نیازمندی‌ها فعال هستند را در نظر بگیرید. شیپور با تبلیغات فراوان و هزینه بالا، همچنان نتوانسته جای دیوار را بگیرد. آن هم یک دلیل دارد: استفاده از دیوار برای یک کاربر ساده بسیار راحت است. این رمز موفقیت دیوار در مقابل شیپور است. مقایسه بامیلو و دیجیکالا هم می‌تواند نمونه دیگر باشد که دیگر به آن نمی‌پردازیم. پس نه همین لباس زیباست نشان آدمی‌ات!

0
اشتراک‌گذاری

۱ دیدگاه

  1. متن زیبا و پر مغزی بود امیرحسین جان بهت شادباش می گم

ارسال پاسخ